اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

آسمان و زمین در قرآن

 

مقدمه:

جهان شناسی یکی از موضوعاتی است که در قرآن کریم مطرح شده است, در این مقاله مطالبی پیرامون زمین و آسمان که بخشی از جهان آفرینش است در چند بحث کوتاه ارائه می گردد:

الف: تعداد آسمان و زمین:

در قرآن کریم، هفت مورد به صراحت و دو مورد به کنایه[1] سخن از آسمان‎های هفت‎گانه و در یک مورد نیز سخن از زمین‎های هفت‎گانه[2] آمده است.

ادامه مطلب...
شکل کیهان در قرآن؛ (شکل حلزونی کیهان)

در رده‌بندی معماهایی که فکر بشر را به خود مشغول‌داشته، باید ابتدا اسرار مربوط به وجود روح و حیات پس‌ازمرگ، و سپس رمز مربوط به شکل‌ کیهان را نام برد، که حل آن برای دانشمندان بسیار مشکل بوده‌است.
‹ابراهیم ویکتوری ـ کیهان‌شناس›

ادامه مطلب...

نسبیت زمان در قرآن

 

وَ إنَّ‌یوماً‌عِندَ رَبِّکَ کَاَلْفِ سَنَةٍ‌مِمّا تَعُدّونَ.1


و یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سال هایی است که شما می‌شمرید.

خلاصه‌ی نظریه‌ی نسبیت2:

گذر زمان امری مطلق و ثابت نیست، بلکه سرعت یا کندی آن در شرایط گوناگون متفاوت است.3

ادامه مطلب...
آفرینش منظومه شمسی از نظر قرآن

 

مـنـظـومـه شـمـسـی
آفرینش منظومه شمسی

«آیا آفرینش شما مشکل تر است یا منظومه شمسی؟ جوانب آن را بهم آورده غلظت آنرا بالا برد و آنرا ساخت ـــ و شب و روز را برای آن درست کرد»! « زمین و سیارات را نوآوری نمود».
(واژه «سَـمْـک» به معنی: غـلظت و تراکم و کـلـفــتیِ بهـم برآمده است. یعنی جمع و جور و کلفـت و متراکم شده. و واژه «رَفع» در آیه نیز به معنی: "بالا بردن و افزایش دادن" است که از معانی آن است).
نکات آیات: 1ــ بالا بردن غلظت منظومه شمسی و درست کردن آن.2ــ مرده بودن و دوباره پا گرفتن منظومه شمسی. 3ـــ درست کردن شب و روز برای منظومه شمسی.

ادامه مطلب...

نگاهی به رنگ‏ها در قرآن

مفهوم رنگ

رنگ کیفیتی است که از ظاهر چیزی دیده می‌شود مانند سفیدی، سرخی، سبزی، زبیدی1 و…. تاج العروس گفته است: رنگ کیفیتی است که از قرمزی و زردی و جز آن به وسیله چشم درک می‌شود.2 ابن‌منظور در این باره گوید: رنگ هیأتی است چون سیاهی و قرمزی، رنگ هر شئ چیزی است که باعث تمایز آن شئ‌از شئ دیگری می‌شود.3 بنابراین باید گفت که رنگ از مفاهیم بسیار واضح و معروف درمیان عرف و فرهنگ‌های عمومی است، به گونه‌ای که برخی از اهل لغت نیازی به تعریف آن ندیده‌اند.4 نکته مهم تفاوت آن با نور است، که در قسمت بعد بدان می‌پردازیم.

مفهوم نور
دیدگاه عرف و علم فیزیک

مفهوم نور نیز چون رنگ از نظر عرفی بسیار بدیهی و غیر قابل نیاز به توضیح است. شیخ سهروردی در این‌باره می‌فرماید: «ان النور لایحتاج الی تعریف…، لا شئ‌اظهر من النور فلا شئ اغنی منه عن التعریف»5؛ نور به تعریف احتیاج ندارد؛ زیرا هیچ چیزی ظاهرتر از نور نیست. از این رو هیچ چیز در تعریف بی‌نیاز‌تر از نور نیست

ملاصدرا نیز در این باره می‌گوید: «النور غنی عن التعریف کتعریف المحسوسات»6؛ نور چون دیگر امور حسی، مستغنی از تعریف است.

علامه طباطبایی می‌فرماید: مفهوم نور واضح است. نور چیزی است که به وسیله آن اجسام ستبر و متراکم، قابل رؤیت می‌شوند.7

ادامه مطلب...
........